می نویسم اول تو بخوانش اخر
تا توانم بکنم دست از این دل بهتر
می نویسم گریه تو بخوانش خنده
می شوم دل تنگت ........شرمنده
می زنم بر گیتار می شود دل بیمار
می نشیند بر دلم یک صدای خش دار
گر نوشتم که سکوت تو بخوانش فریاد
تا شود با این داد یک کمی این دل شاد
تا نوشتم حالت ؟ خوب هست احولت؟
تو نوشتی سلام . با سلام قصه تمام ؟
می نویسم در دل جای تو نیست کسی
پر شده در جایت پر از دلواپسی
می نویسم تا بخوانی و خبر دار شوی از حالم
تا ملاقات کنی از دل بیمارم
می نویسم دیدار تا شوم پر ز نگاهت اینبار
می نشینم تا صبح پای عکست بیدار
می نویسم رویا می کشم نقش سراب
تا که شاید ا یی نیمه شبها در خواب
می نویسم سردی خالی از این دردی
کاش می شد که دوباره پیش من برگردی
به دلیل اینکه حال ندارم امتحان هم دارم یه مدت تعطیل
کسی هم که نمیاد سر بزنه واسم دل و دماغی نمی مونه
دوستان باید ببخشند که درد امو خالی می کردم تو سرشون
انشاالله بتونم با یه نیروی جدید بر گردم
دوستتون دارم
همتون گلین![]()
ما به نقطه پایان رسیدم شما در نقطه شروع هستید تا سلامی دیگر بدرود
هر روز همش به یادتم پر از هوا ی عادتم
تنهام نمی ذاره نگات حتی برا یه ساعتم
هر روز همش پر از غمم برای تو خیلی کمم
زخمای تازه ای دارم تویی دوا تو مرحمم
هر روز همش یه جوریه مال هوای دوریه
من که به تو نمی رسم تنها راهش صبوریه
JJJJJJJJJJJJJJ
JJJJJJJJJJJJJJ
JJJJJJJJJJJJJJ
بهانه گیر شده است دلم بهانه می گیرد
بهانه ای برای نوای عاشقانه می گیرد
رها نکن این لحظه های عاشقانه را
غمگین نکن شعرو این ترانه را
ببار مثل باران رها شوم ا ز درد
برای زنده ماندن اطلسی برگرد
تو خوب می دانی چقدر دلم تنگ است
در سکوت فرو رفته خانه و بی رنگ است
برای بودن تو دست به دعا می شوم
اینبار دگر دست به دامن خدا می شوم
ببخش مرا که می خواهم دوباره بر گردی
باز پا می گذارم به روی هر عهدی
قصه خواب پریشانی
خواب مرگ ماه پیشانی
بوی خاک صدای . اوار
صدای ریختن دیوار
صدای شکستن دل
نوای خشک شدن کنده شدن از گل
دیدن ابر بروی مهتاب
پاره شدن کتاب سهراب
رویای طناب مرگ یک دار
ای کاش گلکم نباشه بیدار
کاش........................
تو در دریای طوفانی مرا بردی به مهمانی
بدادی باده ای دستم به دور از چشم و پنهانی
شدم مست دو چشمانت در ان خاموشی روشن
رهایم کردی از خویشم ولی انگار که زندانی
در این وادی نمی داند کسی حرف دل تنگم
دلم بسیار دارد غم، غم دل را تو می دانی
JJJJJJJJJJJJJJJJJJ
JJJJJJJJJJJJJJJJJJ
قدم نزن توی سرم قدم نزن پیش چشام
از روزیکه ندیدمت در نمیاد دیگه صدام
ترانه هام کهنه شده فقط دلم غزل می خواد
دخترکی قصه فروش هر شب به خواب من میاد
میاد برام قصه می گه قصه تنهایی شب
هزار شبش تموم شده فقط مونده برام یه شب
JJJJJJJJJJJJJJJJJJ
JJJJJJJJJJJJJJJJJJ
دوشعر نیمه کاره بهونه ای دوباره
چشمای خیس گریون که مثل ابر می باره
حوصله دل نداره همش به فکر یاره
تو این تاریکی و درد اون داره کم میاره
تنهایی همیشه غبار روی شیشه درخت بدون ریشه
با دست رو دست گذاشتن چیزی درست نمی شه
گمشده ی آواره که سر پناه نداره
تو این همه بد نومی (نامی)کویر بی ستاره
غزل سرای تردید هیچ کی صداش رو نشنید
مثل شیشه شکست و هیچ کی این و نفهمید
یه زخمه پینه بسته نمکدون شکسته
خنده سرد و ممتد به عهد های بسته (..................)
یواش یواش جدایی بوسه های گدایی
قدم زدن دوتایی .....حالا دیگه تنهایی
JJJJJJJJJJJJJJJJJJ
خاموشی چراغ شب تاریک
انگشت کشده دراز باریک
فریاد سکوت حس پرواز
پایان شروع دوباره اغاز
احساس لطیف مات مبهم
ثانیه در عبور وقت هم کم
تن جدا روح با هم
عبور از جاده دست در هم
شکست سکوت کشیدن اه
اخرین تحفه هدیه ماه
یک حس عجیب کشیدن دست
انگار شده بودیم هر دو مان مست
امواج نگاه حرف در دل
دل در کف او هر دو عاقل
خاموشی چراغ شب تاریک
قلب در تپش چشم تاریک
یادته.................
این اخر ساله دیگه قافیه ها ته کشیده
سال جدید از راه میاد وقتی بیدار شه سپیده
یکی داره داد می زنه ته کوچه روی چنار
می گه که داره می بینه اومدن فصل بهار
صدای باد توی کوچه،از یاد نبر زمستو نو
خش خش برگای خزون،خنده زیربارونو
پرستوهای مهربون دوباره از سفر میان
برای عاشق تر شدن اهنگ های تازه می خوان
گل سفید تو حیاط رخت عروسی می پوشه
شمعدونی مون به یاس میگه تو عروسی چی بپوشه
دعوت شدی تو هم بیا به جشن اغاز بهار
یه چیزی رو یادت نره برا همه عیدی بیار
بهار خانوم خوش اومدی قدمتون مبارکه
سال جدید سبزی باغ تولدت مبارکه
هم تولد بهار تولدت مبارک
عمری آب شدم بپای تو
امّا دریغ از یک لحظه وفای تو
چه زود خسته شدی از مهربانیم
من سوخته در آتش جفای تو
لایق نبودی هر چه کردم برای تو
نیست این پرنده دگر در هوای تو
باید یک عمر بمانی درون این قفس
لایق تو این زندان وسزای تو
پرواز می کنم می پرم در هوای آزادی
از یاد می برم قو ل هایی که می دادی
کوتاه کنم جمله را و رک گوییم
یک ذره نیست در وجودم از تو فریادی
قانون ندارد شعرها و جمله های من
آرزو دارم که بخوابی در این کفن
این کمترین زجر است که می بینی
خوب گوش کن به صدای خنده های من
سخت نیست دگر شعر خداحافظ
چه اسوده امد بر لب خداحافظ
شادی خودش امد سراغ من
گریه های تلخ من خداحافظ
مشکلات را منکر نمی شوم
بی خیاله مشکلات خداحافظ
از شعر هایم بیزار می شوی
بیزار شعر های من خداحافظ
بی خوابی شب به پایان رسید
شبهای تاریک و تار خداحافظ
ستاره باران شده اسمان این کویر
کویر بی ستاره خداحافظ
افتاب بتاب به این لحظه های من
برف و باران و باد خداحافظ
سوژه دادی بدست یک قاتل
قاتل لحظه های شاد خداحافظ
قافیه ندارد تنها همین شعر من
قافیه ی همه شعر های غم خداحافظ
کسی نیست مضمون شعر بی کسی
تنهایی کوچه های تنگ خداحافظ
امشب می خوام لو بدم زدم به سیم اخر
بدست بارون بدم کیف وکتاب ودفتر
امشب می خوام لو بدم که من یه بی گناهم
وقت ، وقته اعترافه اثر نکرده آهم
امشب می خوام لو بدم دیگه طاقت ندارم
زیر شکنجه تو من دارم کم میارم
امشب می خوام لو بدم تموم هم دستامو
جناب قاضی بگین وا بکنن دستامو
امشب می خوام لو بدم دزد ردیف اوّل
متهم چشمای تو با اون نگاه اوّل
امشب می خوام لو بدم اون دوّمی دلم بود
دل دادن دست چشمات کاره این متهم بود
امشب می خوام لو بدم مدرک یه کفش پاره
متهم پا های من جرمشون اشکاره
امشب می خوام لو بدم همین خودکاره ابی
اون روزای بارونی یا اون شب مهتابی
امشب می خوام لو بدم که من جنبه ندارم
برای همه شعرام قافیه کم میارم
امشب می خوام لو بدم می گن که وقت تمومه
من که چیزی نگفتم اوّل گفت و گومه
امشب می خوام لو بدم می گن که ساکت باشم
به احترام قاضی باید که از جام پا شم
امشب می خوام لو بدم صدای میز قاضی
صدای گریه من متهمین راضی
امشب می خوام لو بدم گفت همه بی گناهن
گفت دستاشو ببندین با زنجیرو با اهن
امشب می خوام لو بدم شبا چقدر تاریکه
سلول انفرادی خیلی خیلی باریکه
اون روزی که با دستات تو مرد برفی ساختی
حالا که من اب شدم تو چیزی رو نباختی
ولی بیا جون بده به مرد دل شکسته
به اون سفیدی برف حالا به گل نشسته
تو می تونی با گرمات دوباره برفم کنی
برا یه بارم شده تو گوش به حرفم کنی
می خوام با گرمی تو تا ابرا اوج بگیرم
می خوام رها شم از غم برای تو بمیرم
چه ارزوی خوبی دیدن تو از بالا
رسیدن پیش خدا وقتش رسیده حالا
یه روزی منتظر باش دوباره من ببارم
حالا دیگه برف نیستم من یه ابر بهارم
چه خوبه اخر کار با خوشحالی تموم شه
فاصله مون بمیره جدایی مون حروم شه
هر وقت دلت گرفت برام یه نامه بده
از زندگی خسته نشو پاشو ادامه بده
اینجور که تو نشستی چیزی درست نمی شه
کسی که نا امیده اخره زندگی شه
اگه که دوستش داری بهش یه جور حالی کن
تو عقده دلت رو با دوست داشتن خالی کن
اینهمه مشکلات رو زیادی جدی نگیر
اونی برات غش نکرد تو هم واسه اون نمیر
پر بکش و رها شو از این زمین بسته
رو گونه های نازت نبینم اشک نشسته
هر وقت آینه رو دیدی تو چشم اون نگاه کن
دیدنت ارزوشه برای اون دعا کن
روی دوست ندارم یه خط باطل بکش
رو صفحه دفترت یه قلب خوشکل بکش
اخره این قصه رو بیاو خوب تموم کن
فکر قشنگی برا اینهمه ارزوم کن
حس یک پرواز ارام
با خیالی سبز سبز
پر گرفتن تا خدا
رفتنی ان سوی مرز
وقت دیدار سحر با پنجره
وقت پرواز صدا از هنجره
امدن دو تا شدن از نوع یار
گم شدن پیدا شدن در بیشه زار
رد شدن از حادثه در یک نفس
رد شدن از خاک از بوی هوس
دیدن مهتاب بر روی زمین
انتهای عاشقی یعنی همین
گفتن یک حس حسی اشکار
خواندنی مجنونی و دیوانه وار
دست دادن با خلوص یک دعا
رفتن راهی بدون انتها
گفتن یک راز را پیشه همه
خواندن شعر سکوت با زمزمه
حرفهایی که تو گفتی همه مانده هنوز
حرف دوری حرف غربت درد های سینه سوز
یادهایی که تو بودی همه رفته ز یاد
یاد خنده یاد گریه یاد اون بارون و باد
بحث هایی که تو کردی همه باد هوا
بحث خونه بحث ماشین سردی اب وهوا
درس هایی که تو دادی همه تکراری
درس عشق درس وفا همیاری
نامه هایی که دادی همه تو خالی
نامه دل نامه قهر نامه ای پوشالی
اشک هایی که تو ریختی همه ابی سرد
اشک شادی اشک ماتم اشکی از غصه و درد
شعر هایی که نوشتم همه خرچنگی
شعر شاعر شعر باطل شعر ی از دل تنگی
امشب مهلت اخره نوبت نوبته مردنه
لحظه های رفتن و تو این دنیا نموندنه
امشب مهلت اخره بگو باید برم وقت ندارم
وصیتی کوچیکی هست برای تو حرفا دارم
اگه دلت خواست برام یه گل کاغذی بخر
هرچی بدی کردم بهت همین امشب از یاد ببر
اخه دیگه وقت ندارم که بهت خوبی کنم
از این دنیای لعنتی می خوام زودی دل بکنم
وقتی بهش فکر می کنم می بینم راه اخره
کسی که دوستی نداره بهتره از اینجا بره
خیلی دلم می خواست یکی بود که برام گریه کنه
ولی اونم مهم نیست حالا دیگه فرقی نمی کنه
همین دیشب بود که می گفت دیگه دوستم نداره
می گفت برو تنها بمون کویره بی ستاره
می گفت واسه تنها ییاش یکی رو پیدا کرده
می گفت و گفته هاش برام پر از صدای درده
می گفت برو ..نمون..قلبت رو جدی نگیر
می گفت واسه دوست داشتنم دیگه شده خیلی دیر
گفتم گلم خیلی دوست می دارم
گفت من دیگه واسه یکی ستارم
گفتم بگو دروغ می گی دروغه
امشب شبم راست راستی بی فروغه
می گفت فراموش کن و یادم نکن
می گفت که خواب ندارم با قصه خوابم نکن
گفتم که قصه نیست حرف دلم بود
حرفای عاشق برای گلم بود
می گفت که راستش رو بگو اینا همش دروغه
امشب شبم راست راستی بی فروغه
می گفت یه روز دوست داشتم حالا دیگه ندارم
می گفت که گل نیستم من دیگه یک ستارم
گفتم ازت ممنونم نشستی پای حرفام
فقط مونده رو کاغذ جای تمومه اشکام
هنوز نرفته ای که دلتنگ می شوم
مثل خاطره های کهنه ی بی رنگ می شوم
مثل عکس قدیمی روی طا قچه
گوشه گیر و ساکت و سنگ می شوم
خاطرات با تو بودن ورق می خورد
پاییز است و با برگ همرنگ می شوم
نگاه عکست مثل نگاه توست
می بوسمش خدا چرا دل تنگ می شوم؟
پا به پا یت امدم در وقت رفتنت
تو می روی اما من لنگ می شوم
هر چه شود زود خوب می شوم
اما دوا نمی شود این درد وقتی که دل تنگ می شوم
محکوم ترین کس محکوم به سکوته
یک حرف نگفته خفته تو گلوته
نا دیده گرفتن منو چشمات
کسی که همین جاست روبه روته
رحمی بکن آخر به سردی دستم
ای گرم ترین خاطره ام سرد نشستم
اما این سکوت و هیچ وقت نشکستم
پای قول و قرارم تا اخر نشستم
تو خودم شکستم
به خدا شرک نبستم
هرجا که باشم
هرجا که هستم
هنوز عاشقت هستم
دلم می خواد که تا سحر تو پیشه قلبم بمونی
دلم می خواد تا خود صبح قصه تو واسم بخونی
دلم می خواد ثانیه ها یه جایی اروم بگیرن
دلم می خواد بشینن و ما ها روبا هم ببینن
دلم می خواد که فکرت و یه جوری نقاشی کنم
دلم می خواد که فکرمو جارو ابپاشی کنم
دلم می خواد پاره کنم هر چی کتابه قانونه
دلم می خواد پرنده هم بدونه قانون بخونه
دلم می خواد که غم ها مو یسپرم به دست باد
دلم می خواد اون که رفته دوباره پیشم بیاد
جدی نگیرید اگه دلم ......................
در خیالم می زند پر یاد تو
در سکوتم می کشم فریاد تو
ارزو دارم بگیرم دست تو
از شراب چشم تو من مست تو
راه ها را گم کنی همراه من
جان دهی بر پیکر بی جان من
کار دادی عاقبت تو دست من
من خراب تو . تو باشی مست من
نای رفتن نیست در پاهای ما
مانده بر ساحل فقط جا پای ما
این من و تو ما نشد در لحظه ها
یک توهم بود در رویای ما

